محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3821

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خواست و خداى آب شور به دو داد اما خليفه از او آب خواست و آب خوشگوار به دو داد . » گويد : وليد بن عبد الملك ميان دو تپه ، تپهء طورى و تپهء حجون ، چاهى بكند كه آب آن را مىبردند در حوضى چرمين بر كنار زمزم مىنهادند تا برترى آن بر زمزم معلوم شود . گويد : پس از آن آب چاه فرو رفت و محو شد و اكنون ندانند كه كجاست . در همين سال مسلمة بن عبد الملك به غزاى تركان رفت و در ناحيهء آذربايجان تا باب پيش رفت و آنجا قلعه ها و شهرها گشود . در اين سال عمر بن عبد العزيز سالار حج بود . اين را از ابو معشر روايت كرده‌اند . عاملان ولايات در اين سال همان عاملان سال پيشين بودند كه از پيش يادشان كرديم . آنگاه سال نودم در آمد . سخن از حوادثى كه در سال نودم بود به گفتهء محمد بن عمر در اين سال مسلمه به غزاى سرزمين روم رفت از جانب سوريه ، و پنج قلعه را كه در سوريه بود بگشود . در اين سال عباس بن وليد نيز به غزا رفت و به گفتهء بعضىها تا ارزن پيش رفت و به قولى تا سوريه رسيد . محمد بن عمر گويد : گفتار دوم درستتر است . در همين سال محمد بن قاسم ثقفى كه از جانب حجاج بن يوسف سالار سپاهى بود داهر بن صصه ، شاه سند ، را كشت .